ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
515
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
ريا به اخلاص و بىريائى . و اگر كسالت و شهوت وى را به انجام ندادن مستحبّات و نوافل و صبر نكردن از خوردن و نوشيدن وادار كند ، پيش خود به تصريح يا كنايه عذر مىآورد كه گويى ترك نماز و روزهء [ مستحبّى ] به سبب مرض يا ضعف يا شدت عطش يا خوشحالكردن فلانكس بوده است ، و سخنان و عذرهاى ديگر ، كه از زبانش جارى نمىشود مگر به سبب آنكه ريشهء ريا در جانش استوار و راسخ شده است . امّا انسان مخلص جز خدا و تقرب به او چيزى نمىخواهد ، و به خلق و حصول منزلت در دل ايشان اعتنائى ندارد ، و اگر روزه دار نيست دوست ندارد كه ديگران دربارهء وى اعتقادى پيدا كنند كه مخالف علم خدا ( يعنى خلاف واقع ) است و بدين سبب اهل تزوير و تلبيس شود ، و اگر روزه دار است به علم خدا خرسند است و در آن كسى را شريك او قرار نمىدهد . و چون اين انگيزه ها بعضى از پستى قوهء غضب ناشى مىشود و بعضى از زبونى قوهء شهوت ، پس بعضى از انواع ريا از رذائل قوهء غضب است و برخى از رذائل قوهء شهوت . تنبيه رياى جلى و رياى خفى ريا دو گونه است : جلى و خفى ، و رياى جلى آنست كه آدمى بدون قصد ثواب اخروى به عملى برانگيخته شود . و رياى خفى آنست كه انسان عملى را صرفا براى ريا و بدون قصد ثواب الهى انجام ندهد بلكه عملى را كه براى تقرب به خدا انجام مىدهد در خلوت بكاهد و سبك انجام دهد . نشانهء اين گونه ريا آنست كه اگر مردم بر آن عمل آگاه شوند خوشحال گردد ، البته نه براى مقاصدى كه قبلا ذكر شد ، بلكه براى كسب نوعى منزلت در دل مردم ، و از آنان توقّع احترام و تعظيم و بر آوردن حاجات داشته باشد و اگر در احترام او كوتاهى كنند آن را بعيد و خلاف انتظار شمرد ، كه گويى دلش از مردم تقاضاى اكرام و احترام نسبت به طاعت پنهان خود دارد با اينكه كسى بر آن اطلاع نيافته است . شكَّى نيست كه اين تقاضا از شائبهء